آقایون چکار میکنن، خانوما چکار؟

اسفند ۲۳م, ۱۳۸۸
آقایون

* تمامی آقایون شدیداً گرفتار کار و بیزنس خودشون هستند

* در حالـی که شدیداً گرفتار کار و بیزنس خودشون هستند، ولی در هر صورت وقت واسه خانوم ها دارند.

* در حالـی که در هر صورت وقت واسه خانوم ها دارند، ولی اون ها رو به حساب نمی آرن.

* در حالی که اون هارو به حساب نمی آرن، ولی همیشه یکی تو دست و بالشون هست.

* در حالی که همیشه یکی تو دست و با لشون هست،ولی بازم شانسشون رو روی تور کردن بقیه خانوم ها امتحان می کنن.

* در حالی که شانس شونو روی بقیه خانوم ها امتحان می کنن،ولی دستپاچه می شن وقتی زنی ترکشون می کنه.

* در حالی که دستپاچه می شن وقتی زنی ترکشون می کنه، ولی بازم درس عبرت نمی گیرن وهنوز هم می خوان شانس شون رو روی بقیه خانوم ها امتحان کنند.(نمی دونن شانس فقط یک بار در خونهً آدمو میزنه)

و اما خانوما

* برای بیشتر خانوم ها مهم ترین مسئله ،امنیت مالی است.

* با این که امنیت مالی برایشان بسیار مهم است،ولی باز هم بیرون می رن و لباس های گرون قیمت می خرن.

* با این که همیشه لباس های گرون قیمت می خرن،ولی مدام میگن که چیزی ندارن بپوشن.

* با این که می گن چیزی ندارن بپوشن، ولی همیشه هم قشنگ و شیک لباس می پوشن.

* با این که همیشه قشنگ و شیک لباس می پوشن،ولی می گن لباس هام دیگه کهنه و درب و داغونه.

* با این که میگن که لباس هاشون کهنه و درب و داغونه،ولی انتظار دارن که شما همیشه از تیپ شون تعریف کنید.

* با این که همیشه انتظار دارن ازتیپ شون تعریف کنید، ولی وقتی هم شما این کار رو می کنین…حرف هاتونو باور نمی کنن.(می فهمن که داری مخ شونو می زنی)

مشاعره

اسفند ۲۲م, ۱۳۸۸

ناهید نوری

به نام خدایی که زن آفرید              حکیمانه امثال ِ من  آفرید

خدایی که اول تو را از لجن              و بعداً مرا از لجن آفرید !

برای من انواع گیسو و موی             برای تو قدری چمن آفرید !

مرا شکل طاووس کرد و تورا            شبیه بز و کرگدن آفرید !

به نام خدایی که اعجاز کرد             مرا مثل آهو ختن آفرید

تورا روز اول به همراه من               رها در بهشت عدن آفرید

ولی بعداً آمد و از روی لطف            مرا بی کس و بی وطن آفرید

خدایی که زیر سبیل شما                 بلندگو به جای دهن آفرید !

وزیر و وکیل و رئیس  ات نمود           مرا خانه  داری خفن آفرید

برای تو یک عالمه کِیْسِ خوب         شراره ، پری ، نسترن آفرید

برای من اما فقط یک نفر                براد پیت من را حَسَنْ   آفرید !

برایم لباس عروسی کشید                و عمری مرا در کفن آفرید

به نام خدایی که سهم تو را               مساوی تر از سهم من آفرید

 

 

و پاسخ دندان شکن نادر جدیدی

به‌نام خداوند مردآفرین                که بر حسن صنعش هزار آفرین

خدایی که از گِل مرا خلق کرد                چنین عاقل و بالغ و نازنین

خدایی که مردی چو من آفرید                و شد نام وی احسن‌الخالقین

پس از آفرینش به من هدیه داد              مکانی درون بهشت برین

خدایی که از بس مرا خوب ساخت           ندارم نیازی به لاک، همچنین

رژ و ریمل و خط چشم و کرم                 تو زیبایی‌ام را طبیعی ببین

دماغ و فک و گونه‌ام کار اوست               نه کار پزشک و پروتز، همین !

نداده مرا عشوه و مکر و ناز                    نداده دم مشک من اشک و فین!

مرا ساده و بی‌ریا آفرید                جدا از حسادت و بی‌خشم و کین

زنی از همین سادگی سود برد                به من گفت از آن سیب قرمز بچین

من ساده چیدم از آن تک‌درخت             و دادم به او سیب چون انگبین

چو وارد نبودم به دوز و کلک                  من افتادم از آسمان بر زمین

و البته در این مرا پند بود             که ای مرد پاکیزه و مه‌جبین

تو حرف زنان را از آن گوش گیر             و بیرون بده حرفشان را از این

که زن از همان بدو پیدایش‌ات                نشسته مداوم تو را در کمین 

اگه گفتین این کیه؟

اسفند ۲۲م, ۱۳۸۸

داشتم تو خیابون قدم می زدم یه هو جلوی عکاسی یه تابلو نظرم جلب کرد، رفتم تو گفتم آقا این عکس کیه؟ گفتن قدیمیه یه پسر بچه است دیگه گفتم یعنی الان بزرگ شده گفتش حتما آخه پدر خدا بیامرزم این عکس رو گرفته گفتم این عکس منه.

باورش نمی شد قرار شده برم یه عکس ازم بگیره بزاره کنارش

خوشبخت ترین مردم

اسفند ۲۰م, ۱۳۸۸

خوشبخت ترین مردم در روی این کره خاکی کسانی نیستن که آنجور که می خوان زندگی می کنن. آنها کسانی هستن که خواسته های خودشون رو بخاطر کسانی که دوستشون دارن تغییر میدن

این دمه عیدی سرم شلوغه مطلب نمی نویسم

اسفند ۱۹م, ۱۳۸۸

دمه عیدی سرم خیلی شلوغه شرمنده مطلب ندارم بنویسم اگه کسی مطلب داره بفرسته من اینجا میارمشون ممنون

دوست بودن به چه معنی است؟

اسفند ۱۵م, ۱۳۸۸

دوستت دارم،

چون یاریم می کنی،

که از تخته پاره های زندگی،

نه یک کپر،

که در معبدی در خور بنا نهم.

کمک می کنی؟

که کار روزانه ام،
نه یک سر شکستگی،

بلکه ترنم ترانه ای باشد.

دوستت دارم

چون  بیش از هر کیش و آیینی

به رویش من یاری رسانده ای.

فراتر از هر سرنوشتی،

شادی را به من ارزانی داشتی.

این همه را هدیه داده ای.

بی هیچ تماسی، کلامی و یا اشارتی.

به این کار توانا گشته ای،

چون خود بوده ای،

شاید دوست بودن در نهایت به همین معنا باشد.

I love you II

اسفند ۱۴م, ۱۳۸۸

I love you

Not only for what

You have made of yourself

But for what

You are making of

I love you I

اسفند ۱۴م, ۱۳۸۸

I love you,

Not only for what you are

But for what I am

When I am with you

دنیا جای زیبایی برای ماندن نیست.

اسفند ۱۳م, ۱۳۸۸

دنیا جای زیبایی برای ماندن نیست.

بی یار در کنار،

رود از جریان باز خواهد ایستاد،

اگر تنها محکوم به پیوستن به جویبار باشد،

دریا هرگز لب به خنده نمی گشاید،

اگر ابرها نباشند تا بر اشکهایش بوسه زنند

و

بی یار در کنار

دنیا جای زیبایی برای ماندن نیست.

تمام وجود ما

اسفند ۱۲م, ۱۳۸۸

تمام وجود ما حاصل آن چیزی است که می اندیشیم.

چگونه کسی می تواند بگریزد

وقتی وجودش آکنده از نفرت است

وقتی در ذهن دائم تکرار می کند:

او از من سو استفاده کرد،

او به من آزار رساند،

او مرا شکست داد،

او به من خیانت کرد…

نفرت هرگز با نفرت پایان نمی یابدف

نفرت تنها و تنها تسلیم عشق خواهد شد.